کودتا نیوز

اوت 3, 2009

بايد بيرون مي‌آمدم و مبارزه را ادامه مي‌دادم!

Filed under: Uncategorized — koodetanews88 @ 11:04 ب.ظ.

امروز مطلب بسیار معنی دار و به موقعی را در وبسایت «پارلمان نیوز» دیدم که بر خوش

 زمانی نشر آن آفرین گفتم!…

موضوع آن مربوط می شد به بازخوانی و یادآوری قضیه رای اعتماد به علي‌اكبر پرورش عضو

 حزب موتلفه  براي تصدی وزارت آموزش و پرورش در مجلس اول و اینکه در آن برهه برخی از آقای

 پرورش ایراد کرده بودند که با توجه به ندامت نامه و درخواست عفوِ ایشان که در زمان رژیم

 شاه به تیمسار ناجی تسلیم  شده بود آیا ایشان واجد صلاحیت برای احراز این پست در کابینه

 هستند یا خیر که نمایندگان تصمیم گرفتند که با توجه به شرایط روز ایشان آن را بلامانع بدانند..

در همین ارتباط  دیروز روزنامه فرهنگیان گفت وگوی بسیار جالب و زیرکانه ای را با اسدالله

 بادامچیان عضو موتلفه انجام داده است که بسیار متناسب با حال وهوای امروز عزیزان دربند

 ماست و خود گواهی بر تکرار تاریخ و بی اعتباری اعتراف های تحت فشار و شکنجه افراد

 زندانی و سیاسیون دربند می باشد…

**

 بادامچيان در توضيح اين نامه اعلام مي‌كند كه خود نيز در سال ١٣٤٤ در دادرسي گفته است

 كه من به نظام سلطنتي مشروطه وفادارم!

بادامچیان همچنین در توضیح قضیه آقای پروش گفت:»در مورد جناب آقاي پرورش براي آقاي

 ناجي گفته‌اند آقاي پرورش بنا به نظر شهيد بهشتي اين نامه را داده بودند براي اينكه آزاد شوند

 و آقاي پرورش يك سري اسرار داشت كه ممكن بود آن اسرار لو برود و يك سري روابط در

 اصفهان بود كه ايشان بايد برقرار مي‌كرد، لذا از تهران و از مركزيت مبارزه، شهيد بهشتي

 نظر دادند كه نامه دهند و بگويند كه من بي‌گناه هستم و من را آزاد كنيد. بنابراين ايشان در آنجا

 يك وظيفه مبارزاتي را انجام داده‌اند. من مي‌گويم كه در تاريخ ثبت شود آنها هم آمدند گفتند

 ايشان تقاضاي عفو كرده است چه تقاضاي عفوي! ايشان وظيفه‌اش را انجام داده است يا اينكه

 مثلا بنده در سال ٤٤ در دادرسي گفتم كه به نظام سلطنتي مشروطه وفادارم. چه چيزي را

وفادارم؟ من آنجا دستگير شدم و جرمي هم نداشتم و نوشتم. من خودم اين را مي‌گويم من مبارز

 ضدشاه كه در سال ٤٣ كه در زندان قزل‌قلعه اين همه من را شكنجه كردند و چيزي هم از من

 لونرفته است و عضو بنيانگذار موتلفه هم هستم حال مي‌خواهند من را آزاد كنند حال من بيايم و

 بگويم مرگ بر شاه آنجا كه نبايد مي‌گفتم بايد بيرون مي‌آمدم و مبارزه را ادامه مي‌دادم!»

 **

پس تو خود بخوان حدیث مفصل  از این مجمل! به راستی کیست که در عالم سیاستِ زمام داران

 خودکامه و آلوده به خون مردم از پوچ و بی اساس بودن اعترافات زیر فشار

 زندانیان با خبر نباشد؟!

شاید تنها خواجه حافظ شیرین بیان شیرازی!

Advertisements

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: