کودتا نیوز

سپتامبر 21, 2009

تهران شرقی – تهران غربی

Filed under: Uncategorized — koodetanews88 @ 2:12 ب.ظ.

«خواندن این مقاله مفید به خوانندگان توصیه می شود»

 

در دوران جنگ داخلی لبنان، بیروت به دو بخش شرقی و غربی تقسیم شد و دولت لبنان در بیروت شرقی و نیروهای اسلامگرا در بیروت غربی رودرروی یکدیگر سنگربندی کردند. در خلال این جنگ خونین، مردم بیروت غربی همواره برای خرید مایحتاج یا لوازم زندگی و همچنین دیدار بستگان، آزادانه به بیروت شرقی تردد و همگی بسلامت به خانه هایشان بازمی گشتند، متقابلاً مردم بیروت شرقی هرگز جرأت نمی کردند به بیروت غربی بروند زیرا بلافاصله دستگیر و شکنجه یا اعدام می شدند.
دقیقاً همین روال در جنگهای داخلی آمریکا نیز وجود داشت. سربازانی که باسارت جنوبی ها در می آمدند، بشکل فجیعی شکنجه شده و تیرباران می شدند، اما همین جنوبی های وحشی وقتی به اسارت شمالی ها درمی آمدند توقع برخوردی انسانی و ملاطفت آمیز را داشتند و چنین رفتاری نیز با آنها می شد.
در جنگ جهانی دوم نیز سربازان بیرحم ارتش نازی در پایان جنگ، همه تلاششان این بود که باسارت متفقین درآیند تا باسارت ارتش سرخ. متفقین با اسرا رفتاری انسانی داشتند ولی اسیران ارتش سرخ از اردوگاههای کار اجباری در سیبری سر درآورده و تا هنگام مرگ از آنها کار می کشیدند.
اتفاق عجیبی که جمعه 27 شهریور (روز آزادی) در تهران افتاد یادآور این تجربه قدیمی تاریخ بود. گروههای کوچکی از اجیر شدگان در تظاهرات که همگی مجهز به خودروهای نیسان و بلندگوهای بسیار قوی وارداتی کاملاً نو بودند با کمال اطمینان و آرامش در میان دریای جمعیت سبزها حرکت کرده و هیچ نیازی به فرار نمی دیدند. در موارد متعددی حتی افرادی از طرفداران کودتا، تک و تنها، در میان موج سبزها ایستاده بودند، بدون اینکه نگران حمله و چاقو خوردن و قمه و باطوم و شوک و اسپری فلفل و مشت و لگد باشند. اینجا تهران شرقی است، همانند بیروت شرقی.
تصور بفرمائید همین اتفاق در تهران غربی می افتاد و افرادی از سبزها در میان افراد شخصی پوش گردانهای بسیج با یک نماد سبز، تک و تنها، گیر می افتادند. حتی تصور آن نیز دردناک و تلخ است. آنجا تهران غربی است، همانند بیروت غربی.
تهران شرقی تحمل عقیده مخالف را دارد و به دیگراندیشان احترام گذاشته و برای آنها حق آزادی بیان و حق شهروندی قائل است. تفکر جرم نیست. حتی اهالی تهران غربی نیز بخوبی بر این نکته واقفند و منش آزاداندیشان را می شناسند.
در تهران غربی اندیشه جرم است. دگراندیش بدون نیاز به محاکمه، مجرم و مستحق مجازات است. فکر کردن بر عهده ولایت، و تبعیت بر عهده پیروان است. آنهایی که حاضر به تعظیم فکری در برابر رهبر نباشند، از حق شهروندی محروم و محکوم به ارتباط با بیگانگان و خیانت می باشند.
فرمانده کودتا به محافظین سپاهی اجباری دستور داد تا کاوه آهنگر مردم ایران را تعمداً از مسیر راهپیمایان اجیر شده تهران غربی ببرند تا مزدوران حقیر او بتوانند ادب و شعور خود را به میرحسین نشان دهند. میرحسین اما از تهران شرقی می آید و در مقابل دشنامهای سفارشی رهبر، همانند یک شرقی نجیب، پاسخشان را با یک لبخند داد تا این جنایت شنیع نیز در کیفرخواست ملت بر علیه خامنه ای افزوده گردد.
اهالی تهران غربی با همین طرز تفکر می خواهند تازه از فلسطینی ها حمایت و قدس را هم آزاد کنند. همین آقایان، یاسر عرفات را به تهران دعوت کرده و از فلسطینیان اعلام پشتیبانی کامل نمودند. به یاسر عرفات گفتند که باید با ملک فهد و شاه حسین (اردن) و شاه حسن (مراکش) قطع ارتباط کنی تا کمکهای جمهوری اسلامی را دریافت نمایی. یاسر عرفات متعجبانه پرسید که شما قصد دارید فلسطینی ها را در مبارزه بر علیه اسرائیل حمایت کنید یا اینکه می خواهید برای فلسطینیها دشمنان جدیدی بسازید؟
یاسر عرفات حاضر نشد با فرمول جمهوری اسلامی با اسرائیل مبارزه کند و بلافاصله از برادر ابوعمار گرامی و عزیز تبدیل شد به یاسر عرفات خائن. عرفات و همرزمان فلسطینی او در سازمان الفتح که سالها جان بر کف، با فداکاری و رشادت، با اسرائیل جنگیده بودند، بدلیل عدم تبعیت از آقایان، مطرود شدند و نظام کوشید تا با دلارهای نفتی صفوف فلسطینی ها را از هم شکافته و یک گروه طرفدار خودش را بوجود بیاورد تا با فرمول تهران غربی با اسرائیل مبارزه کنند. جرج حبش و احمد جبرئیل کمونیست، فرماندهان گروه کوچک فلسطینی جبهه خلق، تنها فلسطینی هایی بودند که حاضر شدند خودشان را به نظام جمهوری اسلامی بفروشند و با دریافت میلیونها دلار، پایه گزار جنبش حماس شوند. این گروه کوچک که دارای افکار مارکسیستی تند و مشکوک به همکاری مخفیانه با اسرائیل و از دشمنان یاسر عرفات و ملت فلسطین بود پدر حزب الله فلسطین یا همان حماس می باشد.
بویژه در زمان خامنه ای دلارهای بیشتری به سرزمین فلسطین سرازیر و تخریب شدیدی در روند صلح فلسطین آغاز گردید. جمهوری اسلامی وحشت داشت که صلح کامل در فلسطین برقرار و بهانه مبارزه با اسرائیل از دست رفته و مصرف این شعار بپایان برسد. حماس با ترور رهبران فلسطینی آغاز نمود و بیشتر از اسرائیل از فلسطینی ها کشت و موجب دو شاخه شدن ملت فلسطین گردیده و با تقلب در انتخابات نوار غزه، شبیه همین کودتای انتخاباتی ایران را در فلسطین اجرا و با حمله نظامی به مقر دولت قانونی فلسطین و اعدامهای دسته جمعی پلیس فلسطین و رهبران الفتح، روی اسرائیلی ها را در وحشیگری سفید کردند. دولت مترقی فلسطین به حماس، به تفکر مخالف خود، اجازه فعالیت داد و به آنها این امکان را داد که در انتخابات شرکت نموده و به پارلمان راه یابند، ولی تفکر حماس بعد از کودتا، هر طرز فکر مخالفی را با گلوله خاموش کرد. آخرین شاهکار حماس، حمله به مسجد ابن تیمیه در غزه و کشته و زخمی کردن بیش از 175 نفر در این مسجد است، جرم کشته شدگان، بدون محاکمه، داشتن طرز فکری غیر از طرز فکر حماس بود.
تهران غربی با فرمول خودش می خواهد قدس را آزاد کند و حتی اگر خود فلسطینی ها هم با این فرمول موافق نباشند، از دید حکومت، آنها عوامل اسرائیل و محکوم به نابودی هستند. حکومت تهران غربی قصد دارد قدس را به هر قیمتی آزاد کند، ولو با کشتن همه فلسطینیان.
البته ولایت فقیه در مسیر خود به یک مشکل اساسی برخورد کرده است، تهران شرقی بوسعت همه ایرانیان است و تهران غربی محدود به حقوق بگیران متزلزل بسیجی و سرداران و چماق بدستان. تهران شرقی مملو از رایحه گل و ریحان است ولی بوی تعفن تهران غربی را برداشته است. حامیان ولایت فقیه با مشت و لگد و باطوم و کهریزک و گلوله و اتوبوس و وانت نیسان و بلندگو، از مردم سبزی که با دستان خالی بمصافشان آمده بودند بسختی شکست خوردند. وسعت این شکست و گیجی اردوگاه کودتاچیان بحدی است که فرمانده کل قوا تصمیم گرفت یکبار دیگر با سر بریدن دین بپای سیاست، عید فطر را یکروز زودتر اعلام کند تا هر چه سریعتر بتواند روحیه را به لشگر استبداد بازگرداند.
مردم ایران روز قدس را آزاد کردند و این نقاب منافقانه را از چهره رژیم برکشیدند تا دیگر، حکومتی که رفتارش با مردم کشور خودش وحشیانه تر از رفتار اسرائیلی ها با فلسطینی ها است، ادعای حمایت از مظلومین و مبارزه با غاصبین را نداشته باشد. حکومتی که ارزشی برای انتخاب مردم فلسطین قائل نبوده و برای مردم خودش نیز حق رای نمی شناسد، یک خطر جدی برای انسانیت و تمدن است.

منبع:جنبش راه سبز(جرس)

Advertisements

۱ دیدگاه »

  1. دقيقاً درسته، تويه وليعصر بعضي از اين اراذل و اوباش اومده بودن ميونه ما و شعار مي دادن حتي درگير مي شدن ولي ما حتي اعتراض هم نكرديم، كار خودمونو مي كرديم و اگر كسي مي خواست اقدامي كنه منصرفش مي كرديم. اونجا كه مردم داشتن به اينا سنگ مي زدند رفتيم وسط ايستاديم و داد زديم كه نزنين فقط شعار بديد. ولي اونا عمداً نزديك مي شدن كه درگير بشن. بنظر مي رسه ملت مورد نظر آقايون دوپاره شده و در آينده برخوردها و درگيري ها بطور حتم تشديد و تعميق مي شه!

    دیدگاه توسط newsens — سپتامبر 22, 2009 @ 3:15 ق.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: